خرید بک لینک

برچسب: نویسنده: آریا محمدی تاريخ: يکشنبه 21 بهمن 1397 ساعت: 10:26

سلام امروز دیدمت پشت پنجرهفردا صبح مطابق قرار های قدیممون ساعت 10 اگه بوق زدم بیا پشت پنجره البته اگه خونه بودی ********آومدم چند بار دور زدم پشت پنجره نبودیشاید دوست نداشتیشایدم موقعیتت نامناسب بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محمدی تاريخ: يکشنبه 21 بهمن 1397 ساعت: 10:26

نهال عمر تو ای دوست همیشه رعنا باد بهار حسن تو بی آفت از خزان ها باد همواره شمع وجود تو روشنایی بخش همیشه روشنیت گرم و محفل آرا باد سلام زیبا ترین خاطره من تولدت مبارکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محمدی تاريخ: يکشنبه 21 بهمن 1397 ساعت: 10:26

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست آنچـــــنان که تارو پود قلب من از هــــم گسست می روم با زخم هـــــایی مانده از یک سال سرد آن همه برفی که آمـــــد آشـــــــیانم را شکست می روم اما نگویــــــــی بی وفــــــا بود و نمــــاند از هجوم سایه هــــا دیگر نگــــــاهم خسته است راســــــتی : یادت بمــــــــاند از گـناه چشم تو تاول غــــــربت به روی باغ احســــــاسم نشست طـــــــرح ویران کـــردنم اما عجیب و ســــــاده بود روی جلد خاطــــراتم دست طوفــــــان نقش بست ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محمدی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 22:57

یک نفر هست میانِ شبِ تاریکِ دلم، که به من نزدیک است و نفس می گیرد از جانم . . . پایِ عشقش هستم. و به قدرِ عطشِ موج که از دامنِ دریا به ساحل ریزد، من کنارش هستم. موج بر موج به او می رسد این خسته یِ جان، او بهایِ دلِ درگیرِ مرا می داند... من به روادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محمدی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 7:36

امشب ای یار دلم سخت هوایت دارد... دل سودازده ام میل صدایت دارد... لب خود تر کن و اهسته صدایم کن باز... سخنی تازه که بویی ز صفایت دارد... همره زندگیم باش که از عهد قدیم... تن من تاب و تبی سخت برایت دارد... امر کن تاکه به پایت تن وجان را بدهم... عزمم اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محمدی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 7:36

رویای من، شراره جان

نگاه، هنوز جای دست های مهربانت

بر روی پنجره خاطرات من و تو باقیست

برچسب: نویسنده: آریا محمدی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 7:36

تمام روز و شبهای دلم را با تو سر کردمتمام جاده های عشق را با تو سفر کردم به دل، درد و غمی دارم، نمی آیی به بالینم ?چه شبهایی که با اشکم به تنهایی سحر کردم به خوابم دیدمش هرشب من آن چشمان زیبا رانمی بینی مگر دردم، ببین ترک بصر کردم به قول خویش پابندم،ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محمدی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 7:36

سلام

سالگرد وفات پدر گرامیت تسلیت باد

برچسب: نویسنده: آریا محمدی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 7:36

سلامخوبی؟دلم برات تنگ شده بود تاسوعا آمدم کوچتون ولی نه خبری از خود بود و نه از ماشینتون خواهراتا دیدم جلو در نشسته بودند امسال خونتون مثل سالهای قبل شلوغ نبود انگار همدانیها دخترشون بردن دیگه امسال نیامدنراستی با یکی از خانما فامیل شما آشنا شدم یادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محمدی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 7:36

دلی یا دلبری، یا جان و یا جانان، نمیدانمهمه هستی تویی، فیالجمله، این و آن نمیدانم بجز تو در همه عالم دگر دلبر نمیبینمبجز تو در همه گیتی دگر جانان نمیدانم بجز غوغای عشق تو درون دل نمییابمبجز سودای وصل تو میان جان نمیدانم چه آرم بر در وصلت؟ کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا محمدی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 7:36

صفحه بندی